تبليغاتX
باشگاه بدنسازی سراتوس

باشگاه بدنسازی سراتوس

23 تیر 1388 65 kg

بعد از عید ۷۰ کیلو بودم و  در بهترین شرایط بدنی.  اما باید تو بهترین شرایط هم مشلکات گریبان گیرم باشه. کارم بسیار  زیاد شده و متاسفانه وقتم بسیار کم.

اما به این امید که سال آینده درآمد بیشتری داشته باشم دلگرمم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 23:26  توسط سراتوس  | 

11آذر 70kg

از افزایش وزنم تقریباً راضی هستم. دو بار مریض شدم. خلاصه پدرم در اومد تا رسیدم به ۷۰. اوائل و اواخر دی مسابقه دارم. البته گفته باشم که بدنم خشکه. یعنی اضافه وزنم به خاطر وزن خالص عضلانیه. یا حد اقل مقدار خیلی کمی آب یا چربی دارم. هدفم اینه برای هر دوتا مسابقه ۷۵ وایسم. اما خب به قول مربیم هر وزنی که بدنم قشنگ تر بشه بهتره.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 22:42  توسط سراتوس  | 

18 آبان 68kg

۱ هفته میشه که از کارهام راحت شدم و چسبیدم به تمرین. وزنم بد نیست. مطمئنم که میرسم ۷۰ وایسم. اما توقعم زیاد شده میخوام برای ۸۰ تلاش کنم.

البته وزنی که نوشتم وزن ۱هفته پیشمه. امروز اگه برسم بازم وزن میکنم. خدا کنه ۷۰ باشم.

خدا رو شکر از وضعیت راضیم هر چند که هنوز ۱ هفته از خوب شدنم میگذره که بازم سرما خوردم.

البته استروئید رو هم جایگزین پروتئین کردم.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 13:5  توسط سراتوس  | 

30 شهریور 65

از زمان آپ قبلی دریغ از یک هفته تمرین مداوم...

از امروز کارم رو شروع میکنم.دورهء دارو هام رو هم گرفتم. خوشبختانه دوپینگ و استروئید هم خبری نیست یعنی این بار دیگه ریش و قیچی رو دادم دست یه مربی خوب. تا ببینیم ازمون چی میسازه. از این بابت راحتم که دیگه به فکر پیدا کردن راه پیشرفت نیستم. فقط هر چی مربیم بگه گوش میدم. در مورد وزنم هم هنوز زوده که تصمیم بگیرم. به قول مربیم باید ببینم تو چه وزنی بدنم بهتر میشه.

پناه بر خدا...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:15  توسط سراتوس  | 

1 شهریور 65

توی این مدت میشه گفت زیاد خوب تمرین نکردم اما رژیم خوبی داشتم و قصد دارم بهترشم کنم. تا اول مهر هم دوره های مکملم رو شروع میکنم. به امید خدا مسابقات امسال دانشگاه آزاد 70 یا 75 بتونم وایسم.
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:4  توسط سراتوس  | 

16 تیر

بعد از مدت زیادی دوری از تمرین دوباره شروع کردم. اما همهء تلاشم قبل از امتحانات به باد رفته. چون 2 بار مسموم شدم. 1 ماه هم که تمرین نکردم.

احتمالاً مانعی سر راهم نباشه و بتونم خوب تمرین کنم. البته به جز مشکلات مالی.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:20  توسط سراتوس  | 

20 خرداد 63 kg

خب ۱ هفته مریضی و ۱ هفته مسافرت... امتحانات هم که نزدیکه.  و تا هفتهء اول تیر احتمالاً نتونم درست حسابی تمرین کنم.

اما بعد از اون حتماً تمرین رو شروع میکنم  و به هدفم میرسم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 17:56  توسط سراتوس  | 

31 اردیبهشت

این یه هفته به خاطر مریضی اصلاً وضعیت خوبی نداشتم . به احتمال زیاد حد اقل ۲ کیلو کاهش وزن داشته باشم

از فردا اگه حس کنم که بهتر شدم تمرینم رو شروع میکنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:53  توسط سراتوس  | 

20 اردیبهشت 65 kg

هنوز هم تمرین رو سنگین انجام میدم و با همون برنامهء قبلی. اما مثل موقع شروع برام تازگی نداره. احتمالاْ تا اخر همین ماه با این برنامه کار کنم. بعد از اون هم همین برنامه رو یه سری تغییرات اساسی میدم و بازم شروع میکنم. هر چند الان هم خیلی حرکاتش رو عوض کردم تا با بدنم جور در بیاد!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 16:29  توسط سراتوس  | 

3 اردیبهشت 5/64 kg

از زمان آپ قبلی میشه گفت یه خرده کم کاری داشتم. چند روز مسافرت بودم ، یعنی استراحت کامل. نه رژیم نه تمرین. باید حدودآً 5/64 باشم. پشت بازو و زیر بغل هام میشه گفت تو بهترین شرایط تا به الان هستن. هنوز هم برنامهء جدید برام تعجب آوره. روی پاهام تاثیر خیلی خوبی داشت. حتی عضلات کوچک رو هم بهتر از قبل تونستم با این برنامه رشد بدم. خلاصه تصمیم گرفتم که تا آخر تابستان حجم کنم یعنی مسابقات امسال رو 70 کیلو شرکت کنم. هر چند تو استان در این وزن ورزشکارای خوبی هست که -یکیشونم واقعاً معرکه بود- ولی خوب منم تو این وزن بهتر جواب میدم. یعنی تا آخر تابستان باید بیشتر از 75 کیلو باشم.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:7  توسط سراتوس  | 

15 فروردین

امروز تمرین سرشانه و پشت بازو داشتم. اما چون دیر برای تمرین به باشگاه رفتم زیاد سنگین تمرین نکردم. همیشه ار تمرین سرشانه متنفر بودم. با اینکه میدونم که سرشانه هام از بقیهء بدنم بهتره و شاید دلیل ضعف بازوها و بالا سینم جلو سرشانه های قویم باشه.

برنامهء جدید برای سرشانه هم خوب جواب میده اما پشت بازو زیاد به این روش دم نمیکنه. فعلاْ تا مدتی تمام بدن رو به این روش تمرین میکنم تا مطمئن شم که بهترین جواب رو میده یا نه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 15:58  توسط سراتوس  | 

14 فروردین

امروز بعد از چند روز رفتم تمرین. فکر میکنم بدنسازی برام شده یه چیز دیگه ای. هیچ وقت تا الان به این اندازه خوب تمرین نکرده بودم. دلیلش هم شاید عوض کردن برنامه ام باشه. از این به بعد میخوام با همین برنامه تا یه مدت کار کنم. یعنی تمرین کوتاه اما شدید. مطمئنم که این نوع تمرین روی عضلات بزرگ خوب جواب میده. مثل امروز که روی پاهام تاثیر خوبی داشت. چیزی که برام جالب بود اینه که برای هر گروه  عضله به ۲ حرکت نیازه. یکی برای گرم کردن و پمپاژ خون و یکی هم حرکت اصلی.

این نوع تمرین رو همیشه دوست داشتم اما نمیتونستم این طور تمرین کنم. باید دید که روی عضلات کوچکتر هم میشه این طور تمرین کرد یا نه.

اما مسئلهء مهم دیگه برای من تغذیهء بدن و استراحت بعد از تمرینه. باید شبها هم زودتر بخوابم. به اصطلاح خودم: روزها بکارم و شبها برداشت کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 22:31  توسط سراتوس  | 

7 فروردین 64kg

میشه گفت کارم خوب پیش میره. خوشبختانه کلاسای این ترمم همش ۲روز در هفته وقتم رو میگیره. آخرین بار که وزن کردم ۶۴ کیلو بودم. باید بیشتر از اینا باشم اما فکر میکنم همین هم برای شروع خوبه. روز اول که رژیم غذاییم رو اجرا کردم واقعاْ حالم بد شد و شبش خیلی بد خوابیدم. اما الان فکر میکنم این رژیم خیلی ساده هم بوده و باید سخت ترش کنم و بیشتر کربوهیدرات مصرف کنم. تمرینم رو هم باید کمی بیشتر کنم.

به هر حال فعلاْ از این وضع راضیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 18:24  توسط سراتوس  | 

19 اسفند

چند وقتی هست که یه خورده تنبل شدم. از تمریناتم کم شده. منتظر تعطیلی دانشگاه هستم تا دوباره برای تمرین شروع به برنامه ریزی کنم. اما همچنان به رژیم غداییم عمل میکنم. از قبل خیلی بیشتر میخورم و از خوردن هیچی اعم از چربی و کربوهیدرات پرهیز نمیکنم. احتمالاْ وزنم بیشتر از ۶۳ کیلو باشه. شاید هم از ۴ شنبه تمرینم رو جدی و مصمم شروع کنم.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:23  توسط سراتوس  | 

بدنسازی یعنی...

آقای رضا افشار از بدنسازان با تجربه هستند که من توی یه سایت با ایشون کمی آشنا شدم. در زیر مطلب زیبایی رو در مورد هدف از بدنسازی میبینید.

سلام کامران جان ......

شما کلا دیدت به بدنسازی اشتباهه .....

اول اینکه کی گفته فیگور یعنی خودنمایی ؟ فیگور یه کلمه فرانسوی هستش به معنای  { نما بیرونی .. رخ .. ظاهر } که کاربرداصلی این کلمه در معماری هستش و نه در بدنسازی ....

و کی گفته بدنسازی یعنی فیگور  ؟   کامران جان .. زمانی که من و خیلی ها در حد من این  ورزش رو شروع کردیم اصلا خبری از مسابقه نبود ... حتی توی باشگاه هم کسی با رکابی یا لخت تمرین نمیکرد ( این کار ظاهر بدی داشت .. در دید باقی اعضا . البته در اون زمان. ) ما این رشته رو شروع کردیم چون میخواستیم یه آدم متفاوت باشیم ... و این تفاوت فقط در ظاهر نبود ..

و ادامه دادیم چون دیدیم که این  رشته بنا بر خصوصیات خودش ( تنهایی .. رژیمهای سخت .. تمرینات سنگین و ...... )

داره ما رو از یه انسان عادی .. به یه انسان متفاوت تبدیل میکنه .. که ظاهر ما در این موضوع در درجه آخر اهمییت قرار داشت و

داره .... اون چیزی که مهمه اینه که وزنه به تو یاد میده قوی باشی .. متکی به خودت باشی .. در مقابل قویتر و ضعیفتر از خودتافتاده . متین باشی  ( همون طور که در مقابل وزنه های سبکتر و سنگینتر از قدرتت به یک اندازه مطیع هستی ) و همیشه به یاد داشته باشی که هر چقدر هم که قوی و حجیم باشی ... یکی از تو قویتر  و بزرگتر هست که باید باتمام قدرت و عظمتت در مقابلش زانو بزنی ........

شما در آخر مطلبت گفتی که اگه فیگور رو از این رشته بگیری چی میمونه ؟ سوال واقعا جالب و خوبیه ......

چیزی که میمونه اینه ... یه عده آدم سخت کوش .. معتقد .. بی حاشیه و  آرام و عاشق .. که دارن توی یه مشت وزنه آهنی و چند تا میله و ماشین سرد ....با فروتنی و افتادگی  خودشون رو .... و روحشون  رو میسازن .. و روز به روز به خودشناسیو در نتیجه خداشناسی بیشتری میرسند ........

کامران عزیز .... بدنسازی رو نباید فقط به چشم یه ورزش نگاه کنی ....

این  یه راهه .. یه روش زندگیه .. یه دینه ...

روشی از زندگی که اگه بهش ایمان داشته باشی و به اصولش واقعا پایبند باشی و عمل کنی .. مطمئن باش تو رو به کمال

روحی و جسمی میرسونه .....

و اون چیزی که شما ازش حرف میزنید ..یعنی ورزش برای جلب توجه ( چه خواسته و چه نا خواسته )

اون اسمش چیز دیگست .. او پرورش اندام محض و یا به قول عامیانه تن پروری هستش ...

و امیدوارم  روزی همه اعضای این رشته این موضوع  رو درک کنند و اون وقته که متوجه زیبایی و عظمت این  رشته { ورزش .

دین . راه زندگی .. مرام .. مسلک )} و یا هر اسمی که خودتون روش میزارید .... میشند .....

با تشکر از تمام اعضای محترم ....

برادر شما رضا افشار ....

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 10:24  توسط سراتوس  | 

7 اسفند

اسفند هم اومد اما مچ دست چپم هنوز خوب نشده و هنوز نتونستم تمرین جلو بازو داشته باشم. وزنم حدود ۶۳ کیلو باید باشه.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:17  توسط سراتوس  | 

25 بهمن

آسیب دستم بیشتر از اونی که فکر میکردم بود. هنوز هم به طور کامل خوب نشدم. اما تونستم روی پاهام کار کنم. پیشرفت رو احساس میکنم. اما خب بالا تنه ام خیلی ضعیف تر شده. اما با بهبودی دست چپم تمرین رو به صورت جدی شروع میکنم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:17  توسط سراتوس  | 

18 بهمن

سلام.

این چند روز فقط تونستم ۱ جلسه پا تمرین کنم. وضع دستم بهتره. احتمالاْ از چند روز دیگه بتونم تمرین رو شروع کنم. اما با احتیاط.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:18  توسط سراتوس  | 

14 بهمن

دیروز بعد از حدود یک ماه رفتم تمرین. اما متاسفانه مچ دست چپم آسیب دید و فکر کنم برای مدتی نتونم تمرین کنم. تقصیر خودم بود که خوب گرم نکردم. و از وزنهء سنگین استفاده کردم. به هر حال این هم تجربه شد که اولاً تمرین رو برای طولانی مدت کنار نذارم و برای شروع دوباره بیشتر دقت کنم. 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:24  توسط سراتوس  | 

7 بهمن

هنوز هم نتونستم یک جلسه تمرین کنم. کلاْ کار رو گذاشتم برای بعد از امتحانات. یعنی ۱۷ بهمن به بعد. البته شاید یک مسافرت  کوچیک برم. ولی اینبار تصمیمم خیلی جدیه... حتماْ باید به ۷۰ کیلو برسم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 10:47  توسط سراتوس  | 

30دی

سلام. توی این مدت اصلاْ به تمرین نرسیدم. خب حقیقتش اینه که خیلی خسته شدم. ولی این درست نیست که تمرین رو برای مدت طولانی رها کرد. سعی میکنم هر چند وقت یه بار یه تمرین مختصر داشته باشم. اما به هر حال الان توی امتحانام همستم و اول باید به اونا برسم. بعد از امتحانات شروع میکنم به کار. یعنی همون هدف جدیدم رو شروع میکنم. 
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:17  توسط سراتوس  | 

هدف جدید

سلام

خیلی دیر شد آپم. مسابقات کشوری دانشگاه آزاد هم به خوبی و خوشی تموم شد. من نتونستم مقام بیارم ولی اصلاْ از این بابت ناراحت نیستم. چون گفتم که به خاطر تجربه توی مسابقات شرکت کردم.

شرکت کننده های وزن ۶۰ کیلو خیلی زیاد بودم. شاید یه چیزی حدود ۳۰ نفر. در کل تیم کرمانشاه تونست مقام اول رو بدست بیاره.

اما برای مسابقات۲۲ بهمن.... تصمیمم این شد که فعلاْ به اون فکر نکنم و چون سطح مسابقات توی این وزن خیلی بالاس البته برای من. فعلاْ میخوام وزنم رو بالا ببرم. اما نه مثل قبل. این دفه بدون نگرانی از اضافه کرد چربی. چون بهم ثابت شد که پایین آوردن وزن برام کار سختی نیست و میتونم راحت خشک کنم. هدف بعدیم که شاید از اواسط بهمن شروع به کار کنم رسیدن به ۷۰ کیلو گرمه.

فعلاْ به علت خستگی از مسابقه و شروع شدن امتحانام تمرین رو کنار گذاشتم اما نه به طور کامل.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 16:56  توسط سراتوس  | 

3شنبه 4دی

الان حدود ۱ هفته میشه که توی رژیم هستم. خداییش خیلی سخته اما هر چی باشه به تجربش     می ارزه. میخواستم آبگیری رو از امروز شروع کنم اما مربی داداشم گفت زوده. تا ۴ شنبه یعنی روز قبل از مسابقه کاری نکنم. شاید امروز هم برای تمرین فیگور برم پیشش. خودم فکر میکنم توی فیگور ها مشکلی ندارم ولی بقیه نظرشون این نیست. متاسفانه حدود ۱ کیلو اضافه وزن دارم همه میگن مشکلی نداره ولی خودم از اضافه وزن میترسم. امید وارم بتونم کم کنم.

مسابقات ۲۰۰ گرم ارفاق داره. رنگ بدن رو هم از چند روز قبل گرفتم تا خیالم راحت باشه.

به هر حال این مسابقات برای من یه تجربس. مطمئن نیستم که مسابقات ۲۲ بهمن رو شرکت کنم. باید دید که بعد از این مسابقات چی میشه؟ ولی اگه بخوام شرکت کنم حتماْ وزنم رو باید خیلی بالاتر ببرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 9:42  توسط سراتوس  | 

مسابقات کشوری دانشگاه آزاد

سلام به همهء دوستان. توی این مدتی که نبودم خیلی چیزها گذشت...

خلاصه بخوام بگم اینه که من توی این مدت خودمو به وزن ۶۰ کیلو رسوندم. یعنی تصمیمم رو عوض کردم البته تا حدودی. الان میشه گفت خوب خشک کردم و تقریباْ آماده ام. ۶ دی مسابقات کشوری دانشگاه آزاد برگذار میشه. من حدود ۱۵ آذر ثبت نام کردم. سه شنبه ۲۷ ام رفتیم برای انتخابی. شرکت کننده ها توی وزنهای پایین بیشتر بودن و تو وزن ۶۵ کیلو خیلی رقابتشون سخت بود. شاید اینم از خوش شانسیم بود که به ۶۵نرسیدم. نوبت به وزن ۶۰ کیلو رسید تا جلوی داور ها که رئیس هیئت پرورش اندام استان هم جزء اونا بود خودمون رو نشون بدیم. حالا یه چیزی بگم شاخ در بیارین حریف اولم ۶۸ کیلو وزن و ۱۷۰ سانت قد داشت و حریف دومم ۶۶ کیلو بود و من فقط ۶۰۰ گرم اضافه وزن داشتم. کاملاْ مشخص بود که داره نامردی میشه. بعد از چند تا فیگور من سوم شدم و منو گذاشتن جزء ذخیره. نه فقط من بلکه همه به این کار اعتراض کردن. حد اقل میتونم بگم حق من دوم بود نه سوم. اما خوب کاریش نمیشد کرد. کاش از مسابقه عکس داشتم تا خودتون اختلاف من رو با نفر دوم میدیدین. اصلاْ چیزی به اسم تفکیک توی بدنش وجود نداشت. داور ها هم با توجه به شکم فوق العاده ضعیف اون فیگور شکم رو حذف کردن. با این کار اونا من سوم شدم. اما چیزی که ازش مطمئن بودم این بود که هیچ کدوم از اونا نمیتونن تا روز مسابقه به وزن قانونی برسن. مربی باشگاه هم به من امید داد که بتونم مقام بیارم. اما خودم جدی روی این مسئله فکر نمیکنم چون به هر حال نامردی خیلی زیاد میشه. الان از چند روز قبل شروع کردم به رژیم. خوشبختانه تونستم از کارم ۱ هفته مرخصی بگیرم و بچسبم به تمرینم.

از همتون میخوام منو دعا کنین که به حقم برسم نه بیشتر از اون. 

 یا علی....

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 19:36  توسط سراتوس  | 

18 آذر 5/63

دیروز یکی از بچه های باشگاه قبلیم رو دیدم. با هم کلی حرف زدیم تا حرف مسابقه اومد وسط. بهش شرح حالمو گفتم. اون اصلاْ قبول نداشت که من برای بدنسازی وقت ندارم.

راستش روی حرفش فکر کردم... دیدم آره . راست میگه و حالا دارم به خودم میگم که ارادم خیلی ضعیف شده. خودم بودم که این شرایط رو بوجود آوردم. بهم گفت : سهیل از فردا بیا همون باشگاه قبلی تمرین کن.  منم رو حرفش فکر کردم. اما باشگاه جدید برام خیلی بهتره تا اون باشگاه قدیمی. به هر حال از جمعه تا حالا ۳ جلسه تمرین کردم. میخوام به همین روش ادامه بدم. من تلاش خودمو میکنم حالا اگر هم به این دوره نرسم برای دورهء بعد میرسم و مطمئم اونجا خیلی بهتر عمل میکنم. تا مسابقه تقریبآ  ۲ماه فرصت دارم. الان فقط مشکلم یه حریف تمرینی خوبه. بیشتر روزها صبح تمرین میکنم و فعالیت بدنیمو تا حد ممکن پایین میارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:46  توسط سراتوس  | 

30آبان 5/63

هنوز هم با هفته ای ۲ جلسه تمرینم رو ادامه میدم. انگار وزنم قفل شده روی ۵/۶۳. امروز از همه میخوام تا منو برای این تصمیمی که گرفتم دعا کنن. اوایل شاید برام مهم نبود که موفق نشم اما حالا میخوام حقم رو بگیرم. اما با این وضع میترسم. روی سکو رفتن  جلوی مردم خیلی سخته اونم برای اولین بار..... به هر حال باید این کار رو امسال انجام بدم. امروز و فردا میرم تمرین.... باز هم تمرین تا حد ممکن سنگین و خشن..... اینه اون چیزی که منو آروم میکنه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:16  توسط سراتوس  | 

8 آبان 5/63

چند وقتی هست که خیلی وقت کم میارم... به علت مشغلهء زیاد شاید فقط هفته ای ۲ جلسه تمرین می کنم. خیلی کمه. تمام برنامه هام به هم ریخته. آخرین باری که خودمو کشیدم ۵/۶۳ بودم. این کاهش وزن هم خیلی داره منو کلافه میکنه....

اما باید با یه برنامه ریزی درست روی کارام عقب افتادگی ها رو جبران کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:26  توسط سراتوس  | 

یه کم درد دل.

نمیدونم چمه؟ چی می خواستیم چی شد؟

حدودای اردیبهشت بود که تصمیم گرفتم تو مسابقات شرکت کنم. اما نامردیها و نامردهای این ورزش هیچی برام از ناامیدی کم نذاشتن. به هر کی که رسیدم فقط پی منافع خودش بود. حالا کمتر از 4 ماه به مسابقات باقی مونده. به هر حال این هم در نوع خودش تجربه ای بود. فهمیدم که توی این ورزش نباید روی هیچکس حساب کرد. مثل زخم خورده ها هوس انتقام کرده ام. دلم میخواد حال تمام اونایی که منو تنها گذاشتن رو بعد از موفقیتم ببینم. تمام اونایی که سعی کردن منو از تصمیمم منصرف کنن. تمام کسایی که منو تحقیر کردن. کسایی که فقط تا مرز موفقیت پیش رفتن و حالا منو تحریک به تلاش بیشتر میکنم.

به خاطر همین میخوام دست تمام اصطلاحاً مربی ها و قدیمی تر هایی که اینطوری به من کمک کردن رو از جیب مردم در بیارم. البته بحث بعضی ها نباشه که واقعاً مرد و مردانه بدون هیچ توقعی به امثال من کمک میکنن. که البته بحث مال چیزیه که وجود داشته باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 14:15  توسط سراتوس  | 

17 مهر

از زمان آپ قبلی فقط ۲ جلسه تمرین کردم.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 18:47  توسط سراتوس  |