23 تیر 1388 65 kg
اما به این امید که سال آینده درآمد بیشتری داشته باشم دلگرمم...
اما به این امید که سال آینده درآمد بیشتری داشته باشم دلگرمم...
البته وزنی که نوشتم وزن ۱هفته پیشمه. امروز اگه برسم بازم وزن میکنم. خدا کنه ۷۰ باشم.
خدا رو شکر از وضعیت راضیم هر چند که هنوز ۱ هفته از خوب شدنم میگذره که بازم سرما خوردم.
البته استروئید رو هم جایگزین پروتئین کردم.
از امروز کارم رو شروع میکنم.دورهء دارو هام رو هم گرفتم. خوشبختانه دوپینگ و استروئید هم خبری نیست یعنی این بار دیگه ریش و قیچی رو دادم دست یه مربی خوب. تا ببینیم ازمون چی میسازه. از این بابت راحتم که دیگه به فکر پیدا کردن راه پیشرفت نیستم. فقط هر چی مربیم بگه گوش میدم. در مورد وزنم هم هنوز زوده که تصمیم بگیرم. به قول مربیم باید ببینم تو چه وزنی بدنم بهتر میشه.
پناه بر خدا...
احتمالاً مانعی سر راهم نباشه و بتونم خوب تمرین کنم. البته به جز مشکلات مالی.
اما بعد از اون حتماً تمرین رو شروع میکنم و به هدفم میرسم![]()
از فردا اگه حس کنم که بهتر شدم تمرینم رو شروع میکنم.
برنامهء جدید برای سرشانه هم خوب جواب میده اما پشت بازو زیاد به این روش دم نمیکنه. فعلاْ تا مدتی تمام بدن رو به این روش تمرین میکنم تا مطمئن شم که بهترین جواب رو میده یا نه؟
این نوع تمرین رو همیشه دوست داشتم اما نمیتونستم این طور تمرین کنم. باید دید که روی عضلات کوچکتر هم میشه این طور تمرین کرد یا نه.
اما مسئلهء مهم دیگه برای من تغذیهء بدن و استراحت بعد از تمرینه. باید شبها هم زودتر بخوابم. به اصطلاح خودم: روزها بکارم و شبها برداشت کنم.
به هر حال فعلاْ از این وضع راضیم![]()
سلام کامران جان ......
شما کلا دیدت به بدنسازی اشتباهه .....
اول اینکه کی گفته فیگور یعنی خودنمایی ؟ فیگور یه کلمه فرانسوی هستش به معنای { نما بیرونی .. رخ .. ظاهر } که کاربرداصلی این کلمه در معماری هستش و نه در بدنسازی ....
و کی گفته بدنسازی یعنی فیگور ؟ کامران جان .. زمانی که من و خیلی ها در حد من این ورزش رو شروع کردیم اصلا خبری از مسابقه نبود ... حتی توی باشگاه هم کسی با رکابی یا لخت تمرین نمیکرد ( این کار ظاهر بدی داشت .. در دید باقی اعضا . البته در اون زمان. ) ما این رشته رو شروع کردیم چون میخواستیم یه آدم متفاوت باشیم ... و این تفاوت فقط در ظاهر نبود ..
و ادامه دادیم چون دیدیم که این رشته بنا بر خصوصیات خودش ( تنهایی .. رژیمهای سخت .. تمرینات سنگین و ...... )
داره ما رو از یه انسان عادی .. به یه انسان متفاوت تبدیل میکنه .. که ظاهر ما در این موضوع در درجه آخر اهمییت قرار داشت و
داره .... اون چیزی که مهمه اینه که وزنه به تو یاد میده قوی باشی .. متکی به خودت باشی .. در مقابل قویتر و ضعیفتر از خودتافتاده . متین باشی ( همون طور که در مقابل وزنه های سبکتر و سنگینتر از قدرتت به یک اندازه مطیع هستی ) و همیشه به یاد داشته باشی که هر چقدر هم که قوی و حجیم باشی ... یکی از تو قویتر و بزرگتر هست که باید باتمام قدرت و عظمتت در مقابلش زانو بزنی ........
شما در آخر مطلبت گفتی که اگه فیگور رو از این رشته بگیری چی میمونه ؟ سوال واقعا جالب و خوبیه ......
چیزی که میمونه اینه ... یه عده آدم سخت کوش .. معتقد .. بی حاشیه و آرام و عاشق .. که دارن توی یه مشت وزنه آهنی و چند تا میله و ماشین سرد ....با فروتنی و افتادگی خودشون رو .... و روحشون رو میسازن .. و روز به روز به خودشناسیو در نتیجه خداشناسی بیشتری میرسند ........
کامران عزیز .... بدنسازی رو نباید فقط به چشم یه ورزش نگاه کنی ....
این یه راهه .. یه روش زندگیه .. یه دینه ...
روشی از زندگی که اگه بهش ایمان داشته باشی و به اصولش واقعا پایبند باشی و عمل کنی .. مطمئن باش تو رو به کمال
روحی و جسمی میرسونه .....
و اون چیزی که شما ازش حرف میزنید ..یعنی ورزش برای جلب توجه ( چه خواسته و چه نا خواسته )
اون اسمش چیز دیگست .. او پرورش اندام محض و یا به قول عامیانه تن پروری هستش ...
و امیدوارم روزی همه اعضای این رشته این موضوع رو درک کنند و اون وقته که متوجه زیبایی و عظمت این رشته { ورزش .
دین . راه زندگی .. مرام .. مسلک )} و یا هر اسمی که خودتون روش میزارید .... میشند .....
با تشکر از تمام اعضای محترم ....
برادر شما رضا افشار ....

این چند روز فقط تونستم ۱ جلسه پا تمرین کنم. وضع دستم بهتره. احتمالاْ از چند روز دیگه بتونم تمرین رو شروع کنم. اما با احتیاط.
خیلی دیر شد آپم. مسابقات کشوری دانشگاه آزاد هم به خوبی و خوشی تموم شد. من نتونستم مقام بیارم ولی اصلاْ از این بابت ناراحت نیستم. چون گفتم که به خاطر تجربه توی مسابقات شرکت کردم.
شرکت کننده های وزن ۶۰ کیلو خیلی زیاد بودم. شاید یه چیزی حدود ۳۰ نفر. در کل تیم کرمانشاه تونست مقام اول رو بدست بیاره.
اما برای مسابقات۲۲ بهمن.... تصمیمم این شد که فعلاْ به اون فکر نکنم و چون سطح مسابقات توی این وزن خیلی بالاس البته برای من. فعلاْ میخوام وزنم رو بالا ببرم. اما نه مثل قبل. این دفه بدون نگرانی از اضافه کرد چربی. چون بهم ثابت شد که پایین آوردن وزن برام کار سختی نیست و میتونم راحت خشک کنم. هدف بعدیم که شاید از اواسط بهمن شروع به کار کنم رسیدن به ۷۰ کیلو گرمه.
فعلاْ به علت خستگی از مسابقه و شروع شدن امتحانام تمرین رو کنار گذاشتم اما نه به طور کامل.
مسابقات ۲۰۰ گرم ارفاق داره. رنگ بدن رو هم از چند روز قبل گرفتم تا خیالم راحت باشه.
به هر حال این مسابقات برای من یه تجربس. مطمئن نیستم که مسابقات ۲۲ بهمن رو شرکت کنم. باید دید که بعد از این مسابقات چی میشه؟ ولی اگه بخوام شرکت کنم حتماْ وزنم رو باید خیلی بالاتر ببرم.
خلاصه بخوام بگم اینه که من توی این مدت خودمو به وزن ۶۰ کیلو رسوندم. یعنی تصمیمم رو عوض کردم البته تا حدودی. الان میشه گفت خوب خشک کردم و تقریباْ آماده ام. ۶ دی مسابقات کشوری دانشگاه آزاد برگذار میشه. من حدود ۱۵ آذر ثبت نام کردم. سه شنبه ۲۷ ام رفتیم برای انتخابی. شرکت کننده ها توی وزنهای پایین بیشتر بودن و تو وزن ۶۵ کیلو خیلی رقابتشون سخت بود. شاید اینم از خوش شانسیم بود که به ۶۵نرسیدم. نوبت به وزن ۶۰ کیلو رسید تا جلوی داور ها که رئیس هیئت پرورش اندام استان هم جزء اونا بود خودمون رو نشون بدیم. حالا یه چیزی بگم شاخ در بیارین حریف اولم ۶۸ کیلو وزن و ۱۷۰ سانت قد داشت و حریف دومم ۶۶ کیلو بود و من فقط ۶۰۰ گرم اضافه وزن داشتم. کاملاْ مشخص بود که داره نامردی میشه. بعد از چند تا فیگور من سوم شدم و منو گذاشتن جزء ذخیره. نه فقط من بلکه همه به این کار اعتراض کردن. حد اقل میتونم بگم حق من دوم بود نه سوم. اما خوب کاریش نمیشد کرد. کاش از مسابقه عکس داشتم تا خودتون اختلاف من رو با نفر دوم میدیدین. اصلاْ چیزی به اسم تفکیک توی بدنش وجود نداشت. داور ها هم با توجه به شکم فوق العاده ضعیف اون فیگور شکم رو حذف کردن. با این کار اونا من سوم شدم. اما چیزی که ازش مطمئن بودم این بود که هیچ کدوم از اونا نمیتونن تا روز مسابقه به وزن قانونی برسن. مربی باشگاه هم به من امید داد که بتونم مقام بیارم. اما خودم جدی روی این مسئله فکر نمیکنم چون به هر حال نامردی خیلی زیاد میشه. الان از چند روز قبل شروع کردم به رژیم. خوشبختانه تونستم از کارم ۱ هفته مرخصی بگیرم و بچسبم به تمرینم.
از همتون میخوام منو دعا کنین که به حقم برسم نه بیشتر از اون.
یا علی....
راستش روی حرفش فکر کردم... دیدم آره . راست میگه و حالا دارم به خودم میگم که ارادم خیلی ضعیف شده. خودم بودم که این شرایط رو بوجود آوردم. بهم گفت : سهیل از فردا بیا همون باشگاه قبلی تمرین کن. منم رو حرفش فکر کردم. اما باشگاه جدید برام خیلی بهتره تا اون باشگاه قدیمی. به هر حال از جمعه تا حالا ۳ جلسه تمرین کردم. میخوام به همین روش ادامه بدم. من تلاش خودمو میکنم حالا اگر هم به این دوره نرسم برای دورهء بعد میرسم و مطمئم اونجا خیلی بهتر عمل میکنم. تا مسابقه تقریبآ ۲ماه فرصت دارم. الان فقط مشکلم یه حریف تمرینی خوبه. بیشتر روزها صبح تمرین میکنم و فعالیت بدنیمو تا حد ممکن پایین میارم.
اما باید با یه برنامه ریزی درست روی کارام عقب افتادگی ها رو جبران کنم.
نمیدونم چمه؟ چی می خواستیم چی شد؟
حدودای اردیبهشت بود که تصمیم گرفتم تو مسابقات شرکت کنم. اما نامردیها و نامردهای این ورزش هیچی برام از ناامیدی کم نذاشتن. به هر کی که رسیدم فقط پی منافع خودش بود. حالا کمتر از 4 ماه به مسابقات باقی مونده. به هر حال این هم در نوع خودش تجربه ای بود. فهمیدم که توی این ورزش نباید روی هیچکس حساب کرد. مثل زخم خورده ها هوس انتقام کرده ام. دلم میخواد حال تمام اونایی که منو تنها گذاشتن رو بعد از موفقیتم ببینم. تمام اونایی که سعی کردن منو از تصمیمم منصرف کنن. تمام کسایی که منو تحقیر کردن. کسایی که فقط تا مرز موفقیت پیش رفتن و حالا منو تحریک به تلاش بیشتر میکنم.
به خاطر همین میخوام دست تمام اصطلاحاً مربی ها و قدیمی تر هایی که اینطوری به من کمک کردن رو از جیب مردم در بیارم. البته بحث بعضی ها نباشه که واقعاً مرد و مردانه بدون هیچ توقعی به امثال من کمک میکنن. که البته بحث مال چیزیه که وجود داشته باشه.